سيد علي اكبر قرشي

126

قاموس قرآن ( فارسي )

از بزرگان خود پيروى كرده و عن جهل آن عقيده را داشتند پس باطمينان مىشود گفت كه كفر از روى جهل و از روى عدم توجه نيز كفر است و گرنه در بارهء عدّهء بسيارى كه كفر را از پدران خود به ارث برده‌اند و بيسواد و بىتوجه‌اند بايد بگوئيم كافر نيستند و واسطه ميان كفر و ايماناند ، ايضا آياتى نظير * ( هُوَ الَّذِي خَلَقَكُمْ فَمِنْكُمْ كافِرٌ وَمِنْكُمْ مُؤْمِنٌ ) * تغابن : 2 . * ( وَمَنْ لَمْ يَحْكُمْ بِما أَنْزَلَ الله فَأُولئِكَ هُمُ الْكافِرُونَ ) * مائده : 44 . ظهورشان در اعمّ است ، آنكه « ما انزل اللَّه » را ميداند و با آن حكم نميكند و آنكه نميداند هر دو * ( « بِما أَنْزَلَ الله » ) * حكم نكرده‌اند پس كافراند . گفتيم : اگر آيات بكفّار عن جهل شامل نشود پس بايد گفت مردم سه گروه‌اند : مؤمن و كافر از روى عناد و كافر از روى جهل ، كه واسطه است ميان مؤمن و كافر . پس يا بايد كافر را اعمّ بدانيم و يا قائل بواسطه شويم ولى ناگفته نماند كه ظهور اكثر آيات در كفر عنادى است و در كفر از روى قصور كم استعمال شده است . امّا راجع بسؤال دوم كه عذاب آخرت براى كافر عنادى است يا اعمّ مىباشد ؟ بايد دانست كه كفّار عن جهل در حكم مستضعفين و يا از مصاديق مستضعفيناند كه در « ضعف » در بارهء آن مفصّلا بحث كرده‌ايم و آيات عذاب شامل حال كسانى است كه دانسته و از روى عناد و لجاج به حق تسليم نشده و ايمان نمياورند يعنى آنان كه حجّت بر آنها تمام شده و مورد تبليغ قرار گرفته‌اند ولى انبياء و دين را تكذيب كرده و از پيشرفت آن جلوگيرى نموده‌اند . در اين مطلب دو دسته آيات داريم : اول : آياتيكه بعد از * ( « كَفَرُوا » ) * قيد « * ( وَكَذَّبُوا ) * ، . . . * ( وَصَدُّوا عَنْ سَبِيلِ الله » ) * دارند يعنى آنان كه كافر شده و حق را انكار كرده و پيامبران را تكذيب نموده‌اند و مانع پيشرفت دين شده‌اند روشن است كه تكذيب و صدّ پس از